یکشنبه 28 دی 1393 @ 08:45

بدون عنوان حتی

نمیدونم دیشب هوا گرم بود یا من خیلی گرمم بود یا شایدم تب داشتم

تا صبح از شدت گرما خوابم نمیبرد.

یه مقدار هم که خوابم برد کلی خواب جنگ و دعوا دیدم

خواب دیدم بیرون اتاق بودم و وقتی اومدم داخل دیدم یکی از همکارا که اتفاقا هیچ وقت هم با من بد نبوده داره پشت سرم حرف میزنه و میگه خانوم فلانی کار نمیکنه و کاراش رو میده من انجام میدم

من رو میگی هرچی از دهنم در میومد گفتم. اونم اصلا عین خیالش نبود. تازه با نیشخند و سکوت کامل گوش می داد. بیشتر جوش اوردم.

دیگه اصلا اونقدر حالم بد شده بود تا مرض سکته رفتم و بعدشم ارژانس اومد فشارم رو گرفت رو نه بود.

یه وضعی شده بود اون سرش ناپیدا

بیدار که شدم خودم خنده ام گرفته بود که چرا اینقدر حرص میخوردم !!!! که چی مثلا

نمیگم اگه اینجور بگند ناراحت نمیشم ولی فقط با صحبت و اینا حلش میکنم. .نمیدونم این چه خوابی بود دیگه

صبحم اون همکارم رو می دیدم خنده ام میگرفت. بنده خدا تو بیداری خیلی احترام میزاره بهم

راستی یه چند روزی نیستم. مسافرتم . اومدم در اولین فرصت کلی عکس از اونجایی که رفتم میزارم

نظرات (3)
ɱ͠ĩ͠Ł͠Λ͠Ɗ ||
دوشنبه 29 دی 1393 ساعت 11:39
ههههه به سلامت منم مسافرتم 2 هفته ای تهران هستم تولدمم اینجا هستم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
به مناسبت ورودت داریم از تهران در میریم
منم یک هفته ای تهران نیستم
سمیرا نامجو ||
یکشنبه 28 دی 1393 ساعت 11:52
چه بامزه خواب دیدی

سفر هم بهت خوش بگذره و جای منم یه چند تایی جیغ میغ بزن

و شادی کن..اکی؟؟؟؟؟؟؟؟؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
اره خواب بامزه ای بود
مخصوصا این که این بنده خدا همیشه از من دفاع میکنه
ولی تو خواب این جوری دیده بودمش
کلی هم دعوا کردم و حالا وقتی میبنمش یاد اون خوابم می افتم
Haamed ||
یکشنبه 28 دی 1393 ساعت 10:06
عجب خوابی.
من گرمم باشه به هیچ وجه نمیخوابم. مخصوصاٌ وقتی که کف پاهام داغ بشه.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
عوضش من وقتی سردمه خوابم نمیبره !!!
ولی دیشب به نحو عجیبی گرمایی شده بودم
حتی پتو رو هم شوت کردم اونطرف
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.