X
تبلیغات
زولا
شنبه 18 بهمن 1393 @ 12:58

میم مثل ...

کارهای ترخیصش انجام شده . پاهام رو زمین میکشم و دنبالش میرم. هزینه صندوقم پرداخت کردم. دیگه باید تحویلش بگیریم به عاطفه نگاه میکنم گریه میکنه ! من مات و مهبوتم میگن باید بیاید شناسایی کنید.

میرسیم جلو یک در فکر میکنم انباریه! در رو باز میکنند و یک برانکارد میکشن بیرون ! میزارنش رو زمین!! یک کاور مشکی با یک اسم !! میگه بازش کنید. من به عاطفه نگاه میکنم اون هم به من . جرات این کار رو نداریم. خودش دولا میشه و زیپ رو از صورتش پایین میکشه خودشه! ولی صورتش رنگ پریده است. دهنشم بازه !!! خدایا نکنه درد کشیده! خدایاااااااااااااااااا . عاطفه به نفس نفس افتاده . من میترکم زار میزنم زار میزنم زار میزنم. عاطفه رو میکشم کنار دیوار . تکیه بده ولی طاقت نمیاره اونجا بمونه راه میره هر لحظه یک گوشه حیاط بیمارستانیم . صدام بلندتر میشه !

میم مثل : مامان- مثل مریم- مثل مرگ - مثل من ... - مثل ...

مادرم رفت!

نظرات (9)
Mr.s.A ||
چهارشنبه 22 بهمن 1393 ساعت 13:10
چقدر سخت. خدا بیامرزدشون.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
مرسی
پرنســــ ــــ ــــ ســـــــــ ||
سه‌شنبه 21 بهمن 1393 ساعت 13:23
نگار

معذرت میخوام که تو این شرایط سخت ازت بی خبر موندم

نگار نمیگم قوی باش..تا جایی میتونی گریه کن..

ابجی عزیزم غم نبینی دیگه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
کاش میتونستم گریه کنم
راستش گریه کردن برام خیلی سخت شده
دقیقا مثل خندیدن!!!!
زبله ||
سه‌شنبه 21 بهمن 1393 ساعت 10:33
اوهوم....ظاهرا درست فهمیدم..تو کامنت اولی هول شدم بدون اینکه این پستو بخونم کامنت دادم..که اینطور....خدا رحمتش کنه عزیزم.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنون
سمیرا نامجو ||
سه‌شنبه 21 بهمن 1393 ساعت 07:35
با خوندن این یکی پستت تازه متوجه شدم /:

مامانت فوت شده...سخته..خیلی سخته..از دست دادن یه عزیزی

اونم :مادر یا پدر دردناکه...

منم گریه ام گرفت...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سخته تر اینکه گریه کردنم برات سخت شده باشه
banooye shab ||
یکشنبه 19 بهمن 1393 ساعت 12:14
tasliyat aji ghame akharet bashe
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنون
ɱ͠ĩ͠Ł͠Λ͠Ɗ ||
یکشنبه 19 بهمن 1393 ساعت 01:24
سلام آبجی نگار گل و با معرفت امروز از سارا شندیم واقعا نمیدونم چطوری غم خودمو بخاطر این ضایعه بیان کنم
بهت از صمیم قبل تسلیت میگم ان شاا... خدا رحمتش کنه
خیلی برام عزیزی نمیدونی چقد ناراحت هستم که
اصلا وقتی شنیدم شوکه شدم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
مرسی
خدا رفتگان شما رو هم بیامرزه

شاید باورت نشه ولی اونقدر غریبانه به خاک سپردیمش که غریبه ها میومدن زیر تابوت رو میگرفتند.
Haamed ||
شنبه 18 بهمن 1393 ساعت 18:52
شوخی میکنید؟
کی؟
یهو چطور؟
از ته دل از خداوند براتون صبر آرزو میکنم و اینکه شما تندرست و شاد باشید. خدا رحمت کنه ایشون رو.
درد از دست دادن یکی از اعضای خانواده خیلی درد بزرگیه.
منم تو غم خودتون شریک بدونید. منم سالها پیش خواهرم رو از دست دادم.
خدا همه ی رفتگان رو بیامرزه.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
نارسایی قلبی !! ریه اش به همین خاطر آب آورده بود.
البته مادر من از خیلی سال پیش مریض بود. ولی در مورد نارسایی قلبی یک هفته بیشتر نبود که باخبر شدیم

ممنون . خدا رفتگان شما را هم بیامرزه!!
من که مادری ندیده بودم ولی بازم از دست دادنش سخت بود
مینا ||
شنبه 18 بهمن 1393 ساعت 16:44
سلاام عزیزم...
خیلی ناراحت شدم...
انشاا...روح شون شاد باشه و با خاصان درگاه الهی محشور و هم نشین باشن...
ب واقع غم از دست دادن عزیزان ب خصوص مادر خیلی سخته...
من رو در غم خود شریک بدونین و برای آرامش روح شون سوره ی یاسین می خونم و برای شما صبر و شکیبایی رو از خداوندگار خواهانم...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
تشکر
آمین !!!
مطمئنم همینطور خواهد بود. چون تو زندگیش خیلی سختی کشیده بود
ممنون که براش دعا میکنی
بانوی شب ||
شنبه 18 بهمن 1393 ساعت 15:24
ای وای نگار نگو مامانت رفت
اصن بدجوری بغضم گرفت
امتیاز: 0 0
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.